زندگی شما یک پدیده تصادفی نیست....

بخش هایی از کتاب "موفقیت در همه جا" اثر نلسون بُسول، ترجمه محمد علیمیرزایی:*
فیزیکدان فرانسوی " پیر لوکومت دونویی" با دیدگاهی کاملا عملی استدلال می کند که انسان نمی تواند همین طور بر حسب اتفاق یا شانس به وجود امده باشد.
دونویی برای اثبات نظرش در مورد " تصادفی نبودن وجود انسان" یک ازمایش نظری را مطرح می کند. او از ما می خواهد تا یک لوله ی ازمایش بسیار بلند و باریک را تصور کنیم که در ان هزار توپ سیاه کوچک بر روی هزار توپ سفید قرار گرفته و در یک خط چیده شده اند. حال اگر تکانی به لوله دهیم، نظم انها به هم می خورد. حال نکته جالبی که وجود دارد این است که اگر ما بخواهیم با تکان های تصادفی مجددا همان نظم اولیه را به این توپ ها بدهیم، به زمانی بیشتر از عمر فعلی زمین نیاز خواهیم داشت. و تازه این با در نظر گرفتن این است که شما بتوانید لوله را به گونه ای باور نکردنی، پانصد میلیارد بار در ثانیه تکان دهید!
با این حساب، او از ما می خواهد تصور کنیم که چه مدت زمانی طول می کشد تا با جابه جا شدن تصادفی اتم ها، مولکول ها بوجود بیایند و مولکول ها نیز سلول ها را به وجود بیاورند و سلول ها هم به نحوی در کنار هم قرار بگیرند که حیات انسانی ان هم به شکل فعلی ان در جهان ممکن شود.
همان طور که می دانید در ساختار یک سلول زنده، چیزی در حدود صد میلیون مولکول وجود دارد. در ضمن طبق علم احتمالات حداکثر دو یا سه مولکول می توانسته اند به صورت تصادفی در طول حیات کره زمین پدید امده باشند. دونویی یکی از دانشمندان و فلاسفه شناخته شده و محبوب در جهان است. او می دید که بسیاری از مردم و از جمله دانشمندان بیش از حد به دنیای مادی اعتماد کرده و دین را کنار می گذارند. او این عملکرد را ناشی از برداشتی سطحی و ناقص از علوم تجربی می دانست و همین باعث شد تا کتابی را به نام " سرنوشت انسان" بنویسد و در ان از طریق علمی وجود یک خالق را اثبات کند.
متاسفانه عده ای از مردم اصلا اهمیتی به این موضوع نمی دهند که بدون وجود و نظارت یک هوش برتر(یک خالق) وجود این جهان و کل هستی موجود در ان کاملا بی معناست و همان طور که دونویی می گوید:
وقتی عده ای بدون داشتن درک عمیقی از قوانین فیزیکی، انها را در راه اثبات " الحاد" به کار می برند، این خود انان هستند که غیر علمی و خرافاتی عمل کرده اند. خلاصه باید بگویم، انها به قوانینی علمی اعتقاد دارند که این قانون ها اصلا وجود خارجی ندارند!(برگرفته از سایت دیلماج)

پروسه

دیروز مستطیلی به من دهن کجی کرد و ذوزنقه شد

من از اول مربع بودم

در صف نان، لوزی شدم

در چهار راه، مثلث

در بانک، قائمه

به خانه که رسیدم پاره خط بودم

آنقدر در خود لولیدم تا دایره شدم

- کمربندی بر شلوار پدربزرگ-

خودمانیم، جهان پر از توطئه اشکال هندسی است.